عبدالله مستوفى

321

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

معهذا مثل اين است كه ، چون طبيعت ، براى تكوين اشخاص عادى ، مصالح ساختمان منظور خود را ، در پدران و مادران نزديكتر بدست‌رس خود دارد ، احتياجى بتجسس در اعماق اصلاب و بطون نداشته ، و از مصالح نزديكتر رفع حاجت مىكند ، و به همين جهت است كه نقش‌هاى درشت صورى و اخلاق عمومى پدران و مادران ، بلاواسطه يا يك در ميان ، در اشخاص عادى زياد ديده مىشود ، و فقط نوابغ و فوق العاده‌ها هستند ، كه مهندس طبيعت ، براى ساختمان آنها ، حاجت به پى جورى لوازم كار خود از آباء و امهات دوردست داشته ، و شاهكارهائى از زير دست او بيرون مىآيد ، كه هيچ شباهتى به پشت و كالبدهاى نزديك ندارند . اصل و تبار سردار سپه سردار سپه سواد كوهى بوده ، و اصل و تبار او شايد ، نميدانم در پشت چندم ، با اسمعيل خان امير مؤيد ، خان سوادكوه ، يكى هم بشود . شايد ، بعضى از پدران دوردست او رياست‌هاى خانوادگى هم داشته باشند . ولى ، پدرش از افراد عادى بوده و اجداد او هم در اين نزديكىها ادعاى علو نسب خانوادگى نداشته‌اند . خيلىها شنيده‌اند كه سردار سپه ميگفته است : كه مادرم در شيرخوارگى مرا از تهران بسوادكوه مىآورده ، در بين راه گرفتار بوران شده ، وقتى بيكى از كاروانسرا سنگىهاى بين راه رسيده ، مرا مرده پنداشته و در آخور طويله‌اى انداخته و رفته است . بعد از ساعتى بر اثر گرمى طويله من جان گرفته ، سروصدا راه انداخته‌ام . يكى از افراد قافلهء بعدى كه مادرم را مىشناخته ، از نشانى كاروانسرادار كه زنى را به اين نشان ديده كه به اين طويله با يك بچه وارد شده ، دانسته است ، و اين حقيقت را امروز هم دهاتيهاى حول‌وحوش اين كاروانسرا ، براى يكديگر و عابرين ، سينه‌بسينه نقل ميكنند و معروف است . من هيچ نميخواهم در اعماق اصلاب تجسس كرده ، براى سردار سپه اصل و تبار بزرگى بتراشم ، و بالاخره نژاد او را بيكى از خاندان‌هاى بزرگ مازندران متصل كنم ، ولى نميتوانم سربازى را هم كه باسم داداش بگ سر زنجير ميرزا رضاى كرمانى قاتل ناصر الدين شاه را در عكس مشهور در دست دارد ، پدر رضا خان سردار سپه بدانم . زيرا رضا شاه پهلوى هفتاد سال عمر كرده ، و با اينكه پدرش در طفوليت رضا فوت كرده باشد ، در هزار و سيصد و سيزده كه تاريخ قتل ناصر الدين شاه است پدرش زنده نبوده كه اسمش داداش بگ و سرباز فوج سواد كوه بوده ، سر زنجير قاتل را گرفته و عكسى از زندانى و زندانبان برداشته باشند . يكى از درباريان نزديك رضا شاه پهلوى ، كه من به صحت قول او خيلى اعتماد دارم ، ميگفت يكروز رساله‌اى از آلمان راجع بسلطنت رضا شاه براى او فرستاده بودند ، نويسنده در مقدمه از قاجاريه هم نوشته ، و اشاره‌اى هم بقتل ناصر الدين شاه كرده و اين عكس قاتل و زندانبان او را در رسالهء خود گراور كرده بود . شاه به اين عكس كه رسيد گفت من اين شخص را خوب ميشناسم ، بعد از پدرم ، مادرم مرا به او سپرده بود ، اكثر